حسن حسن زاده آملى

22

گنجينه گوهر روان (فارسى)

يا أَيَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ * ارْجِعِي إِلى رَبِّكِ راضِيَةً مَرْضِيَّةً * فَادْخُلِي فِي عِبادِي * وَ ادْخُلِي جَنَّتِي . شدن همان . أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ . 74 . آن‌كه در جسم و روح خود بينديشد ، هريك را بدين احوال ششگانه بيابد كه آدم اولياء اللّه ، حضرت وصى امام على عليه السّلام زبان داده است : « إنّ للجسم ستّة احوال : الصحّة و المرض و الموت و الحيوة و النّوم و اليقظة و كذلك الرّوح فحياتها علمها و موتها جهلها و مرضها شكّها و صحّتها يقينها و نومها غفلتها و يقظتها حفظها » . يعنى جسم را شش حالت است : تندرستى و بيمارى و مرگ و زندگى و خواب و بيدارى . همچنين روح را كه دانش زندگى ، نادانى مرگ ، دو دلى بيمارى ، استوارى تندرستى ، ناآگاهى خواب ، و نگهدارى بيدارى او است . 75 . آنكه در منشئات تمثّلى نفسانى خود در حال انصراف از شواغل حسّى و موانع خارجى بينديشد اعتراف كند كه نفس چون قوّت گيرد مانند نفوس متألّهه ، تواند به سلطان كلمهء نورى وجودى و امركن ايجادى خود ، اشباح و اشخاصى همانند خود و يا ديگران انشاء كند ، و چون مجرّد از مادّه و احكام آن و محيط و فائق بر آنهاست ، به چشم برهم‌زدنى به طىّ ارض به هرجا خواهد گسيل دارد ، و به مواضع مختلف در اطراف و اكناف فرستد ، تا به داد مظلومان برسند ، و گمشدگانرا دريابند ، و نفوس مستعدّه را امداد نمايند ، بدين سرّ مقنّع عارف رومى در دفتر دوم مثنوى ايمائى نموده است كه : شير مردانند در عالم مدد * آن زمان كافغان مظلومان رسد بانگ مظلومان ز هرجا بشنوند * آن طرف چون رحمت حق ميدوند اشخاص ياد شده همه قائم به آن نفس متألّه منشى آنهايند كه قيام فعل به فاعل